موج بی آرام |
|
ساحل افتاده گفت گر چه بسی زیستم هیچ ندانستمی آه که من کیستم |
|
موج زخود رسته ای تیز خرامید و گفت هستم اگر می روم ، گر نروم نیستم |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
پاسخ به دو کامنت مطلب برکناری حداد عادل
در کامنت هایی که دوستان ارجمندمان ، آقایان دکتر واعظی و رسته مقدم ، بر مطلب قبلی (واقعیت کنار گذاشته شدن حداد عادل چیست؟) مرقوم فرموده اند نکاتی هست که نیاز به توضیح بیشتر دارند. ابتدا دو بخش از کامنت های مورد نظر را ببینیم:
دکتر واعظی : "شخصا به تدابیر پیچیده و اطاق فکرونقشه قبلی ان هم از سوی جریانی که به قول امام ازعهده اداره یک نانوایی هم برنمی ایدباورندارم همانطور که باورندارم انگلیسی ها انقدرمردم باهوشی بوده اند که صدسال قبل پیش بینی این روزها را کرده اندو نقشه جهان را چنین وچنان تغییرداده اند".
آقای رسته مقدم : "دکتر واعظی به نکته درستی اشاره فرمودند.من هم معتقدم به واقع اختلافات اصولگرایان که از مقطع زمانی انتخاب نهم اغاز شد،اختلافی واقعی بوده و نه نقشه ای پیچیده و آنها به واقع از حل این اختلاف عاجز مانده بودند و اگر نبود اشتباهات فاحش تاکتیکی و البته استراتژیکی اصلاح طلبان و همچنین امدادهای غیبی لحظات آخر، بازهم اصولگرایان شکست سختی می خوردند.البته من نقش اشتباه اصلاح طلبان را فاحش تر از امداد های غیبی می دانم.در واقع ما همانطور که در یادداشتی که سال گذشته در سالگرد "حادثه" سوم تیر نوشتم، ریاست جمهوری را در سینی طلا به رقیب واگذار کردیم.رقیب ما هم اکنون با ما به بازی شطرنج از نوع "برره" مشغول است ولی ما هنوز با قواعد بازی اصلی، بازی می کنیم".
خدمت این دوستان باید عرض کنم که بنده هم شخصا هرگز با این تئوری که انگلستان از صد سال پیش برای ماها برنامه ریزی کرده و در حال اجرای آنهاست موافق نبوده و نیستم. اگر اینچنین نبود ، طبیعتا من هم دل در گرو انقلاب اسلامی نداشتم و فکر می کردم انقلاب اسلامی هم بخشی از نقشه چندصدساله انگلیس ها برای کشور ماست ، همچنانکه در کشور ما هستند کسانی که اینگونه فکر و تحلیل می کنند. همواره معتقد بوده ام که دامن زدن به این قبیل تصورات و توهمات بهترین خدمتی است که می توان به آن استعمارگران انجام داد ، بدون آنکه پاداشی دریافت کرد. انگلستان هم از خدا می خواهد که بدون هزینه کردن و اعزام نیرو و زحمت فراوان ، همواره در ذهن ملل شرقی به عنوان صاحب اختیار اصلی باقی بماند. دکتر پیروز مجتهدزاده تعریف می کرد که مشابه همین تصور برخی از ایرانی ها در مورد انگلستان ، در بین ملت الجزایر در مورد فرانسوی ها وجود دارد در حالی که ما ایرانیان هرگز چنین تصوری در مورد فرانسه نداشته و نداریم.
در عین حال ، این ذهنیت توطئه زده و توهم بار ، به باور من ، روی دیگری هم دارد که به همان اندازه (اگر نه بیشتر) خطرناک و مشکل آفرین است. انکار هر گونه برنامه ریزی پشت پرده توسط اقتدارگرایان ، انکار وجود هر گونه اتاق فکر در جناح تمامیت خواه ، سرزنش دائمی (و بعضا غیرمنصفانه و اغراق گرایانه) خود و اطرافیان اصلاح طلب خود به جای مقصر اصلی به خاطر شکست های حادث شده و ... هم نوع دیگری خدمت بدون پاداش (و صدالبته ناخودآگاه) به کسانی است که با داشتن تمامی امکانات مالی ، تبلیغاتی ، سیاسی ، حمایتی ، لجستیکی ، تشکیلاتی و ... کشور در چند سال گذشته توانسته اند به تدریج حاکمیت یکدست خود را بر کشور گسترش داده و مخالفین خود را به روش های مختلف از صحنه برانند (وارد بحث اصلاح طلبان دست آموز ، به تعبیر آقای دکتر واعظی ، نمی شوم). اینکه ما به دنبال نقد عملکرد جبهه اصلاحات و تعیین نقاظ ضعف و اشتباهات استراتژیک و تاکتیکی اصلاح طلبان باشیم تا چراغی فراراه آینده مان باشد ، حرکتی بسیار مفید و صددرصد ضروری است. اما اینکه فکر کنیم طرف مقابل همینطور قضا قورتکی و بدون هر گونه برنامه ریزی و تلاش و صرفا به دلیل اشتباه و بد عمل کردن ما و به این دلیل که قدرت را در سینی طلا به او هدیه کرده ایم ریاست جمهوری و مجلس و شوراها را در دست گرفته است هم ساده سازی بیش از حد واقعیتی است که در مقابل چشمان همه ما به وقوع پیوسته است. کمترین اشکال چنین تصور نادرستی آن است که ما به خود زحمت مطالعه ، برنامه ریزی ، کار تشکیلاتی و تلاش جدی را نخواهیم داد و امیدوار خواهیم بود همانطور که طرف مقابل ، به صورت شانسی ، قدرت را یکدست کرد ، ما هم روزی بتوانیم از سر شانس قدرت را مجددا به دست آوریم! در طول دفاع مقدس هم از رهگذر همین گونه دست کم گرفتن طرف مقابل ، مصائب بسیاری بر ما و ملت ما تحمیل شد که شخصا خاطرات تلخی از آنها در ذهن دارم.
مثال های بیشماری می توانم بزنم تا ادعایم را اثبات کنم. مثال هایی که همه ما همه آنها را به عینه دیده ایم ، اما به هر دلیل آنها را به فراموشی سپرده ایم. تنها سه مثال می آورم:
اول - داستان کنفرانس برلین ، که در مطلب قبلی هم به آن اشاره کردم ، نمونه بارزی از برنامه ریزی دقیق ، مستمر و موثر اقتدارگرایان برای ضربه زدن به اصلاح طلبان در منظر دینداران جامعه (و بدنه اصلی رای دهندگان کشور) بود. کنفرانس سه روزه ای که روز اولش بدون هیچ مشکلی برگزار شده بود و در روز دوم آن برخی از مخالفان جمهوری اسلامی ، که اتفاقا شرکت کنندگان ایرانی کنفرانس را مزدوران و فرستادگان جمهوری اسلامی می نامیدند ، باحرکاتی ناشایست مانع از ادامه کار کنفرانس شدند. شرکت کنندگان ایرانی کنفرانس ، به محض شروع این حرکات جلسه را ترک کردند و هیچ یک در زمان وقوع آن حرکات در جلسه حاضر نبودند. اکبر گنجی ، قربانی اصلی آن ماجرا ، هم اصولا به دلیل سرماخوردگی شدید روز دوم کنفرانس را در هتل سپری کرده بود و از اول در محل کنفرانس حاضر نبود. علیرغم این واقعیات ، سیمای آقای لاریجانی نسخه ای به شدت تحریف شده از کنفرانس را به خورد ملت داد. ابتدا تصاویر روز دوم کنفرانس ، شامل لخت شدن یک مرد و رقصیدن یک زن برهنه را نشان دادند و سپس تصاویر روز اول ، شامل حضور شرکت کنندگان ایرانی در جلسه را به نمایش گذاشتند. از تصاویر کاملا مخلوط شده و گزینش شده اینچنین وانمود شد که در تمام طول مدت برهم زدن جلسه توسط مخالفین ، شرکت کنندگان ایرانی در جلسه حاضر بوده و مشغول تماشای رقص و استریپ تیز بوده اند! همین واقعیت که در دادگاه هایی که بعدا برای شرکت کنندگان تشکیل شد هیچ یک (به جز اکبر گنجی) محکومیتی دریافت نکردند و حتی در لیست جرائم ثابت شده اکبر گنجی هم اشاره ای به شرکت در کنفرانس برلین نشده بود ، روشن کننده حقائق بود اما سیمای لاریجانی هرگز حاضر نشد تاثیر منفی شدیدی که بر ذهن مخاطبان خود گذاشته بود را اصلاح کند چرا که از اول هم ماموریتش همان بود که انجام داد. مشابه این قبیل برنامه سازی های منفی بر علیه اصلاح طلبان (مثل قضیه شورای اول تهران و ...) در تمام طول سالهای 76 تا 84 و حتی در 3 سال گذشته با شدت و حدت استمرار داشته است. کافی است همین الان ، هر شب برنامه خبر 20:30 را دنبال کنید!
دوم - در جریان مقدمات انتخابات مجلس هفتم ، تعداد خاصی از کارمندان دستگاه های دولتی که وابستگی های سیاسی و تشکیلاتی مشخصی داشتند ، بنا به دعوت تشکیلات قانونی بیرون دستگاهی ، به ماموریت های اداری 3 ، 5 و حتی 7 روزه مشهد (و سایر مراکز استانها) رفتند تا آموزش لازم برای تاثیر گذاری بر انتخابات پیش رو را دیده و سازماندهی شوند. این روند برای من ، که در آن زمان مسئولیت اجرائی داشتم ، کاملا قابل تشخیص بود. همان تشکیلات آموزش دیده و سازمان یافته در جریان انتخابات مجلس هفتم به خوبی عمل کرد و نتیجه مورد نظر و برنامه ریزی شده اش را دریافت کرد (به موضوع جعل شناسنامه در تیراژ بالا توسط برخی از کانون ها ، که همان موقع در اخبار اعلام شد اما هرگز پیگری نشد ، اشاره نمی کنم). خود جناب دکتر واعظی باید به خاطر داشته باشند که در روستای نوفرست چه کسانی از 3 هفته قبل از انتخابات با خودروی پژوی 405 غیرشخصی از استان مجاور آمده و مشغول فعالیت تبلیغی و تشکیل سازمان رای برای احمدی نژاد بودند. همین سازمان رای و تشکیلات آموزش دیده ، با استفاده از تجربیات کسب شده در انتخابات مجلس هفتم ، در انتخابات ریاست جمهوری نهم به خوبی عمل کرد و نتیجه مورد نظرش را گرفت.
سوم – کارشکنی های فراوانی که در سطوح مختلف قدرت و با استفاده از ابزارها و اختیارت قانونی و فراقانونی برای ناکارآمدکردن خاتمی و دولتش انجام می شد چیزی نیست که بتوان منکر شد. کافی است وضعیت امروز دولت نهم در مقابل مجلس و سایر دستگاهای قانونی را با وضعیت محدود شده دولت خاتمی ، حتی در حیطه اختیارات قانونی اش ، مقایسه کنیم.
اختلافات درون جناح مدعی اصولگرایی بسیار عمیق و بسیار جدی است. من نه این موضوع را انکار کرده ام و نه در آن کوچکترین تردیدی دارم. بر همین اساس هم بیش از یک ماه پیش در مطلب "اولین رئیس جمهوری که ... " ادعا کردم که عقلای جریان مدعی اصولگرایی به پرهزینه بودن تداوم ریاست جمهوری احمدی نژاد برای تداوم حاکمیت یکدست (کسی به فکر هزینه های کشور ، مردم و انقلاب نیست!) پی برده اند و احتمالا در انتخابات بعدی با مهره دیگری وارد صحنه خواهند شد. حذف مفتضحانه و عریان حداد عادل از عرصه قدرت هم به خوبی در چهارچوب همبن اختلافات قابل تحلیل است و گزینه سوم من در مطلب قبلی (واقعیت کنار گذاشته شدن حداد عادل چیست؟) صرفا اشاره ای به یک احتمال بسیار ضعیف ، اما با توجه به سوابق چند ساله اخیر مخالف صفر ، بود. ناتوانی اغلب مدیران و مسئولین منصوب جریان مدعی اصولگرایی هم چیزی نیست که بتوان انکار کرد. شواهد و نمونه های بی پایان آن را هر روز در همه جای کشور می بینیم. اما اینکه فکر کنیم در کل جریان اقتدارگرا ، با دارا بودن 30 سال سابقه کار سیاسی و تشکیلاتی و داشتن صدها متخصص علوم مختلف و در اختیار داشتن میلیاردها تومان و میلیاردها دلار بودجه و با توجه به مزه بسیار بسیار بسیار شیرین قدرت و تمایل ذاتی انسان به حفظ قدرت ، هیچ اتاق فکر و برنامه ریزی وجود ندارد هم کم لطفی است. باید در یافتن نقاط ضعف و اشتباهات خودمان به شدت و بی رحمانه نقد کنیم ، اما تجربیات تلخ به دست آمده در 11 سال گذشته را هم نباید با چنین ساده انگاری ها و خود سرزنش کردن هایی نادیده گرفت.
پی نوشت - این کارتون جذاب را هم ببینید. بعد از این رئیس نوبت کیست؟
| لینک | جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧ - محمدرضا آقاابراهیمی |






