موج بی آرام |
|
ساحل افتاده گفت گر چه بسی زیستم هیچ ندانستمی آه که من کیستم |
|
موج زخود رسته ای تیز خرامید و گفت هستم اگر می روم ، گر نروم نیستم |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
دکتر کوئين و محمود شوکت
مدتی است که شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی سریال زیبای "پزشک دهکده" (Dr. Queen) را برای بار دوم (یا چندم) ، و این بار به صورت روزانه ، پخش می کند. بنا بر روش معمول سیما ، هر اپیزود دو بار در طول ساعات شبانه روز پخش می شود. فرصت فراغت نسبی تابستانی من و بزرگتر شدن فرزندانم (که وقت بیشتری را پای تلویزیون می گذرانند و کنترل کننده اصلی آن هستند!) باعث شده است که هر روز برای مدت قابل توجهی این سریال در فضای خانه جاری باشد و لاجرم توجه همه ما را به خود جلب کند. توجه به این سریال آمریکایی و سریال های ماندگار دیگری که در گذشته در آمریکا ساخته شده و در ایران نمایش داده شده اند ، مثل خانه کوچک (سال های 1355 تا 1357) ، والتون ها (حدود همان سال ها) و ... و مقایسه آنها با بسیاری از تولیدات سیمای جمهوری اسلامی ، حاوی نکات آموزنده اجتماعی ، اخلاقی و فرهنگی فراوانی خواهد بود.
در ابتدا ، همانطور که در یکی از بحث های قبلی گفته ام ، من به دلیل نزدیک به 8 سال زندگی ، تحصیل و تحقیق در آمریکای شمالی و استرالیا ، سفرهای متعدد به امریکا و اروپا و نیز مطالعات طولانی سیاسی و اجتماعی در ارتباط با غرب ، به نوعی خود را در ارتباط با آمریکا صاحبنظر می دانم. اظهار نظر من در ارتباط با جامعه آمریکا ، اما ، نه از باب خودباختگی و شیفتگی در برابر فرهنگ غربی و نه از باب بی توجهی و بی علاقگی به ارزشها و نکات مثبت فرهنگ ایرانی (و به طور کلی شرقی) است. آنچه که هست ، مقایسه بین دو فرهنگ و تمدن به منظور شناختن و معرفی نقاط قوت و ضعف هر دوی آنهاست. لذا ، امیدوارم تک و توک خوانندگانی که صرفا برای مچ گیری و اتهام زنی و تفتیش عقاید وبگردی می کنند و در هر فرصت فریاد وااسلاما و واایرانا سر می دهند ، لطف کنند و در این فقره دست از سر همه ما بردارند.
بررسی دقیق سریال مزبور (و سریال های مشابه) نشان می دهد که به طور سیستماتیک و پیوسته ، ارزش های والای اخلاقی مثل راستگویی و صداقت ، پرهیز از دروغگویی و ریاکاری ، وجدان کاری و تعهد اجتماعی ، سختکوشی ، قناعت ، چشم نداشتن به مال دیگران و اصرار بر بهره مند شدن از دسترنج خود ، نگاه مثبت رو به جلو و تلاش برای ساختن جامعه پیشرفته تر و خانواده بهتر و ... جزو خصوصیات شاخص قهرمان های اصلی و محبوب داستان هستند. در نقطه مقابل ، شخصیت های منفی داستان قرار دارند که با بروز دادن خصوصیاتی متضاد با آنچه که برشمرده شد ، زشتی ها و پلشتی های فردی و اجتماعی را به منصه ظهور گذاشته و حس نفرت و دلزدگی بیننده نسبت به این رذایل اخلاقی را به خوبی تحریک می کنند. این در حالیست که فضای غالب داستان در اختیار شخصیت های مثبت فیلم است. در پایان هر اپیزود نیز ، همواره فضایل اخلاقی بر رذایل پیروز می شوند. نکته مثبت دیگری که در این سریال مشاهده می شود ، ارائه یک چهره انسانی ، صلح طلب و آرامشجو از سرخپوستان و عریان نمودن نسبی جنایات و فجایعی است که توسط مهاجرین اولیه و دولت های آن زمان آمریکا بر صاحبان اصلی آن سرزمین روا داشته شده است. همه کسانی که بیش از 35 سال سن دارند و سریال های خانه کوچک و والتون ها را در سالهای قبل از انقلاب دیده اند (البته پس از گذشت سالیان طولانی ، سریال بسیار دوست داشتنی خانه کوچک همچنان در شبکه های مختلف غربی پخش می شود) به خاطر دارند که همین روال و فضا در آن سریال ها نیز موجود بود. تردیدی نیست که استمرار این نوع کار غیر مستقیم فرهنگی ، باعث می شود که بخش عمده ای از مخاطبین ، نظام ارزشی و فکری خود را بر چنین شالوده ای بنیان نهند و نیز بی دلیل نیست که در همه جوامع غربی ، به عنوان مثال ، دروغگویی و فریبکاری جزو بدترین اعمال محسوب شده و جرایمی غیر قابل بخشش محسوب می شوند.
هر چند در سیمای جمهوری اسلامی نیز سریال ها و فیلم های داستانی یا سینمایی مختلفی به همین منظور تولید شده و در مناسبت های مختلف پخش می شوند ، اما به عنوان یک ناظر غیر متخصص به نظرم می رسد این قبیل تولیدات داخلی ، عمدتا به دلیل ضعف های مفرط تکنیکی ، محتوایی و داستانی و نیز به دلیل کم بودن تعداد آنها ، تاثیر به سزایی در شکل دهی فکری مثبت و بایسته نسل جوان ما نداشته و ندارند. بر عکس ، تعداد قابل توجهی از سریال ها را می توان نشان داد که مورد توجه و علاقه اقشار وسیعی از جامعه ، خصوصا کودکان ، نوجوانان و جوانان قرار گرفته اند اما نه تنها بار مثبت فکری و فرهنگی نداشته اند ، بلکه منشاء بدآموزی ها و بدرفتاری های فردی و اجتماعی شده و می شوند. یک نمونه از این سریال ها سریال نرگس بود که سال گذشته به صورت "روتین" (هر شب) نمایش داده می شد و سخصیت منفی اصلی آن ، "محمود شوکت" (حسن پورشیرازی) ، نماد بارز همه رقم زشتی و پلشتی بود. نقش مثبت سریال بر عهده "نرگس" (شادروان پوپک گلدره) بود و تقریبا در همه اپیزودها صحنه کلیشه ای و تکراری حضور وی بر سر سجاده نماز نشان داده می شد تا منتقل کننده روح خداجو ، مومن و مثبت اندیش نرگس باشد. آنچه که من از آن سریال برداشت کردم این بود که بیننده در طی حدود 90 شب نمایش متوالی آن سریال چیزی جز جنگ اعصاب ، نفرت ، عصبانیت و احساسات مشابه به دست نمی آورد و تقریبا هیچ گونه بار آموزشی مثبت فرهنگی ، خصوصا برای نوجوانان و جوانان ، بر آن مترتب نبود. نمونه دیگر ، سریال روتین "زیر آسمان شهر" بود که شخصیت اصلی و محبوب آن ، "بهروز پیرپکاجکی" (مهران غفوریان)، آموزش دهنده همه نوع دروغگویی ، بی صداقتی و خالی بندی بود. "خشایار مستوفی" (حمید لولایی) و "غلام شیشلول بند" (کیومرث ملک مطیعی) نیز به نوبه خود مروج خشونت ، "پاچه گیری" ، تندی و تندخویی و بعضا فرصت طلبی و منفعت جویی بودند. قطعا در سریال های داخلی دیگر نیز می توان نمونه های نسبتا فراوانی از این الگوهای بد را یافت.
به هرتقدیر ، این واقعیت که 29 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، ما همچنان نیازمند استفاده از سریال های امریکایی برای پرکردن صحیح اوقات فراغت مردم و حتی ترویج برخی از فضایل اخلاقی هستیم علامت سوال بزرگی در برابر کارآمدی و توانمندی متولیان فرهنگی ما قرار می دهد. علاوه بر این ، باید از خود بپرسیم که چگونه در جامعه آمریکا ، که به زعم و ادعای دستگاه تبلیغات حکومتی ما ، منحط ترین ، خطرناک ترین ، نا امن ترین ، استکباری ترین و ... جامعه دنیاست ، هنرمندان و فیلم سازان می توانند به سادگی و در امنیت کامل گذشته و حال دولت و ملت خود ، مثلا در زمینه برخورد با سرخپوستان ، را زیر سوال برده و زشتی های آن را به جهانیان (اعم از دوست و دشمن) بنمایانند ، اما در کشور ما ، که داعیه دار آزادی و تحمل و مداراست ، هر گونه قرائت هنری و فرهنگی مغایر با آنچه که توسط حکومت ابلاغ شده است ، به منزله جاسوسی ، پول گرفتن از دشمن ، وطن فروشی ، غربزدگی ، خودباختگی و ... قلمداد شده و اصولا مجال بروز و ابراز وجود به آن داده نمی شود؟ آیا تفاوت بین نوع برخورد ما با افکار مختلف و حتی مخالف با نوع برخورد غالب در جوامع غربی با افکار مختلف و حتی مخالف ، مثل تفاوت های فردی و رفتاری بین "محمود شوکت" و "دکتر کوئین" نیست؟ ای کاش اینچنین نباشد!
| لینک | دوشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٦ - محمدرضا آقاابراهیمی |
دولت نهم و توهم پيامبری!
ابتدا مطلبی که یکی از دوستان خوبمان به نقل از سایت عصر ایران برای درج در وبلاگ پیشنهاد کرده اند با هم بخوانیم:
***** شروع مطلب وارده *****
عصرایران - يك خبرنگار در وبلاگ شخصي خود "چكيده" و در مطلبي با عنوان "استخاره" ماجراي جالبي را درباره قرآن باز كردن محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري در مراسم بدرقه رسمي در سفر به كشور بلاروس نقل كرده است.
جواد منتظري در اين مطلب آورده است: "احمدی نژاد به مانند گذشته پیش از سوار شدن به هواپیما قرآن به دست گرفت (به نیت استخاره یا استمداد نمی دانم) و پس از زمزمه کردن کلماتی قرآن را مقابل روی خود باز کرد.
احمدی نژاد پس از خواندن آیاتی که در آن صفحه آمده بود لبخندی بر لبانش نشست و قرآن را مقابل محمدی گلپایگانی که برای بدرقه او به فرودگاه آمده بود گرفت و دو طرف به نشانه رضایت لبخندی زدند. البته پرویز داوودی نیز برای ارضای کنجکاوی خود سرکی کشید تا دلیل لبخند احمدی نژاد و محمدی گلپایگانی را در یابد".
وي در ادامه اين مطلب اضافه مي كند: "پس از پایان مراسم بدرقه من نیز برای ارضای این حس کنجکاوی به نزد محمدی گلپایگانی رفتم و از او در این باره جویا شدم."
- حاج آقا میشه بگید وقتی آقای احمدی نژاد قرآن را باز کردند چه آیه ای آمد؟
- بله. " انزلناه بالحق و نزل بالحق و ما ارسلناک الا مبشرا و نذیرا".
- حاج آقا میشه بگید این آیه از کدام سوره است؟
- سوره اش ؟ نه خاطرم نیست ولی آیه این بود..
- من خودم شخصا حدس می زدم که ممکن است چنین آیه ای آمده باشد. حاج آقا الان چند سفر است که آقای احمدی نژاد قرآن باز می کنند و این آیه می آید (يک نيروی غيبی انگشتان احمدی نژاد را به سمت يک صفحه معين هدايت کرده است! ببينيد مملکت با استخاره اداره ميشود) .این از نظر شما عجیب نیست؟
- چرا ، عجیبه. همینطوره که شما می گید.
- آخه چه جوریه حاج آقا ؟
- حق با شماست. اما خوب تبانی که نبوده. ایشان قرآن باز می کنند و این آیه می آید. این جزء عجایب است. حالا که شما می گید می بینم حق با شماست و عجیب هم هست.
وي همچنين با اشاره به مراسم بدرقه رسمي سفر قبلي احمدي نژاد به مقصد امارات مي نويسد:" ... پس از مستقر شدن محمدی گلپایگانی چند کلمه ای هم بین وی و احمدی نژاد رد و بدل می شود:
احمدی نژاد : خاطرتان هست آن شب که به عربستان می رفتیم، قرآن باز کردیم چه آمد؟
گلپایگانی : آیه اش نه یادم نمی آید!
احمدی نژاد : وما ارسلناک الا مبشراً و نذیرا. صبح می خواستیم بیاییم دوباره باز کردیم همین آمد.
گلپایگانی: خوب همین هم هست. جایگاه شما و شان شما همین است (در همین حد است).
احمدی نژاد: خوب نه جمهوری اسلامی همینه."
***** پایان مطلب وارده *****
حالا به مطلب بالا مطالب زیر را هم اضافه کنید:
1) اقدام مضحک پاچه خاران دور و بر احمدی نژاد در تاسیس "شورای نشر آثار و اندیشه های احمدی نژاد" در 48 ساعت قبل که ظرف 24 ساعت پس از آن رحیم پور ازغدی و روح ا.. حسینیان از آن اعلام برائت کردند و علی مطهری هم از شیوه حکم زدن و اعلام آن گلایه کرد و تنها همان باند قدیمی سعیدلو ، محصولی ، الهام و چهار پنج نفر دیگری که هر کدام حدود 2745 پست و سمت دارند و کل مملکت را اداره می کنند در شورا باقی ماندند. جالب است که سه رئیس جمهور قبلی که هر سه اهل عرصه اندیشه و قلم و بیان بوده و از سالها قبل و حتی قبل از انقلاب دارای تالیفات و ترجمه های متعددی بوده و هستند هرگز چنین کاری نکردند اما در دولتی که مدعی خدمت بدون منت و اختصاص تمام وقتش به خدمت و کار است اینچنین لاف های گزاف تبلیغاتی زده می شود!
2) تالیف کتاب "احمدی نژاد – معجزه هزاره سوم" توسط همسر هتاک و بددهن سخنگوی دولت در حالی که در آن زمان از شروع هزاره سوم فقط پنج سال گذشته بود و 995 سال آن باقی بود!
3) ادعای بروز هاله نور در اطراف احمدی نژاد در سفر اول به نیویورک و سازمان ملل و پلک نزدن 8-27 دقیقه ای همه سران ممالک دنیا در زمان سخنرانی وی!
4) ادعای رئیس دیوان محاسبات مبنی بر اینکه در سوریه به او گفته اند که: اگر بنا باشد پیامبری بیاید حتما آن پیامبر احمدی نژاد خواهد بود!
5) سایر ادعاهایی که همه به خاطر داریم و تکرارشان حالمان را به هم می زند.
جدی جدی اینها دچار توهمات شدیدی شده اند. بی خود نیست امام جمعه شمیرانات همین جمعه گذشته کسانی را که از امام زمان برای اهداف سیاسی و حکومتی خود سوء استفاده می کنند لعنت کرده است! به قول مسیح علی نژاد: " احمدی نژاد را نجات دهید"!
| لینک | دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦ - محمدرضا آقاابراهیمی |
۲۴ اسفند : شلیک تیر خلاص بر جسد نیمه جان انتخابات
مدتی پیش در همین وبلاگ و در مطلبی تحت عنوان " بازخوانی رفتار انتخاباتی اقتدارگرایان " ، به روندی که از سال 1370 برای تهی کردن انتخابات مختلف از ماهیت واقعی آن (از طریق ابداع نظارت استصوابی) شروع شده و سال به سال بر شدت اجرا و عمق و وسعت آن افزوده شده بود ، اشاراتی داشتم. تعیین 24 اسفندماه سال جاری (مصادف با سالروز تولد اولین پادشاه از آخرین سلسله سلاطین خودکامه ایران) برای برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی دقیقا گامی دیگر در همان راستاست.
در طی حدود ربع قرن گذشته ، دانشگاهیان و دانشجویان همواره یکی از پیشروترین اقشار ملت در ساماندهی انتخابات مختلف بوده اند و هر جا که این قشر راه بی تفاوتی و انفعال را در پیش گرفته اند ، اقشار پرشمار دیگری از مردم نیز در خانه ماندن در روز انتخابات را به حضور در پای صندوق های رای ترجیح داده اند که به عنوان نمونه می توان به غیبت بیش از 20 میلیون ایرانی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری اشاره کرد. از سوی دیگر ، روش های عقب افتاده سنتی و دستی در برگزاری انتخابات مختلف و نیز مداخلات مکرر برخی ارباب زر و زور و تزویر در امر انتخابات ، به منظور درآوردن نامزدهای مورد نظر خود از صندوق های رای ، همیشه موجبات اعتراض بسیاری از نامزدها را فراهم می آورده است و تنها عاملی که تا حدودی صدای این اعتراضات را به گوش مردم و به تبع آن مسئولین می رسانده و رسیدگی به اعتراضات را بر ناظران و مجریان انتخابات تحمیل می کرده است ، حضور فعال و گسترده ارباب جراید و رسانه ها در فضای اطلاع رسانی ملی بوده است. علاوه بر اینها ، آمادگی فضای فکری و ذهنی ملت برای بررسی سوابق و توانایی های نامزدها و برنامه های مختلف و سپس برگزیدن آنانکه در نظرشان مقبول تر می افتند ، از لوازم تفکیک ناپذیر برگزاری یک انتخابات آزاد ، قانونی ، رقابتی و پرشور بوده و خواهد بود.
تعیین 24 اسفند ماه برای برگزاری انتخابات ، چهار – پنج روز مانده به تعطیلات نوروزی و در آستانه یک تعطیلات حدودا سه هفته ای در کشور ، که همه چیز و همه کس به جای اندیشیدن به امور سیاسی کشور به دنبال تدارک امور سال نو هستند ، دانشجویان و دانشگاهیان تعطیل شده و درگیر مسائل شخصی خود شده اند و جراید و رسانه ها نیز کاربرد عادی سالیانه خود را به میزان چشمگیری از دست داده و خلاء اطلاع رسانی در سطح ملی بیش از هر زمان دیگری است ، چیزی جز شلیک تیر خلاص بر جسد نیمه جان انتخابات نیست.
در ابتدای سال جدید ، برادرزاده خردسالم در وبلاگ خود سوال کرده بود که سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی یعنی چه؟ و من پاسخ دادم که تا پایان سال صبر کن و نحوه رفتار شورای نگهبان با نامزدهای انتخابات مجلس هشتم را ببین تا بفهمی. پاسخ معاون سیاسی وزیر کشور (خواهرزاده محمدرضا باهنر ، مقتدای احمدی نژاد و مسئول برگزاری انتخابات) به اعتراض خبرنگاران در مورد نامناسب بودن تاریخ انتخابات مبنی بر این که: " مخالفین هر چه می خواهند فریاد بزنند. ما کار خود را خواهیم کرد! " به خوبی نشان می دهد که تفسیر جناح اقلیت حاکم از اتحاد ملی و انسجام اسلامی چیست.
| لینک | پنجشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٦ - محمدرضا آقاابراهیمی |
مصلحت انديشی از نوع مهرورزانه!
اول: هفته پیش قرار بود دکتر عبدالله رمضانزاده ، سخنگوی دولت اصلاحات و عضو هیات علمی دانشگاه تهران ، به دعوت شورای هماهنگی جبهه اصلاحات خراسان جنوبی و در سالروز دوم و سوم خرداد به بیرجند بیاید. انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها (حوزه دانشگاهی بیرجند) ، که یک تشکل انقلابی و اسلامی با سابقه 21 سال فعالیت درخشان در سطح ملی و 9 سال فعالیت در دانشگاه بیرجند است ، از هیات نظارت دانشگاه درخواست مجوز نمود تا دکتر بتواند در دانشگاه و در جمع دانشجویان و اساتید سخنرانی کند. هیات نظارت دانشگاه ، متشکل از رئیس دانشگاه ، مسئول نهاد نمایندگی مقام رهبری در دانشگاه و نماینده وزیر ، در بند یک صورتجلسه خود آورده اند که بنا به مقتضیات زمانی ، برگزاری سخنرانی مزبور در دانشگاه به مصلحت نیست (!!!) و لذا امکان سخنرانی در دانشگاه فراهم نیامد. البته اصل سخنرانی در شهر هم به دلیل نیامدن دکتر به بیرجند (به علت پر بودن تنها پرواز روز پنج شنبه و بروز ناهماهنگی تاسف آور در تهران در خصوص تهیه بلیط از قبل) منتفی شد که برخی از جزئیات امر را می توانید در وبلاگ آقا مصطفی رسته مقدم (اینجا) مطالعه کنید.
دوم: دیروز نامه ای به امضاء مشترک همان رئیس دانشگاه و همان مسئول نهاد نمایندگی مقام رهبری در دانشگاه به دستم رسید که طی آن برای شرکت در جلسه سخنرانی آقای دکتر رحیم پور ازغدی در تاریخ 8/3/86 (پنج روز بعد از تاریخی که قرار بود دکتر رمضانزاده سخنرانی داشته باشد) دعوت شده بودم. معلوم شد که یا مقتضیات زمانی مملکت و دانشگاه طی همین 5 روز عمیقا تغییر کرده است ، یا مصلحت اسلام و مسلمین در همین پنج روز عوض شده است ، و یا در دولت مدعی مهرورزی و تشکیل کابینه هفتاد میلیونی ، که قرار بود آزادی 2 درجه ای موجود به 360 درجه افزایش یابد ، (به قول جورج اورول در قلعه حیوانات) بعضی شهروندان از شهروندان دیگر مساوی ترند!
سوم: قابل توجه سرکار خانم فاطمه رجبی (همسر سخنگوی دولت مهرورزی و دشمن شماره یک مجمع تشخیص مصلحت نظام یا حداقل رئیس و %90-80 اعضاء آن!): جدیدا یک مجمع تشخیص مصلحت هم در دانشگاه بیرجند تاسیس شده است!
| لینک | سهشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٦ - محمدرضا آقاابراهیمی |
سپاسگزاری
از همه دوستان و برادران عزیزم که از طریق بخش نظرات وبلاگ ، درج خبر در سایر وبلاگ ها ، ارسال ای میل و به صورت تلفنی ضایعه درگذشت مادر همسرم را تسلیت گفته اند سپاسگزارم. برای کسانی که از نزدیک آن زن نمونه و مادر استثنائی ، و به تعبیر من ، آن "زن با شکوه" را دیده و شناخته بودند ، درک این واقعیت که فقدان ایشان چه ضایعه بزرگی برای بازماندگان است کار دشواری نیست. روحش با اجداد طاهرینش محشور بادا.
| لینک | سهشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦ - محمدرضا آقاابراهیمی |






